کتاب ضرورت گرایی – فرار کردن و نگاه کردن


Essentialism - Alireza Pir- مبادله

 

در بخش قبل در مورد مفهوم مبادله صحبت کردیم.

 

فصل پنجم: Escape (فرار کردن؛ خلاص شدن)

مزایای در دسترس نبودن!

 

اصلی ترین موضوع که در این فصل به آن اشاره می شود، این است که شما نیاز به این دارید تا برای خود زمان خالی ایجاد کنید تا بتوانید موقعیت های خوبِ زیاد را از موقعیت های عالیِ کم تمیز دهید.

 

افراد غیر ضرورت گرا برای اینکه زمانی برای فکر کردن داشته باشند خیلی شلوغ هستند.

برعکس افراد ضرورت گرا خودشان زمانی را خالی می کنند تا بتوانند روی چیزها فکر کنند.

 

در مورد واژه تمرکز، از نظرِ نویسنده برداشت اشتباهی وجود دارد. مردم فکر می کنند تمرکز یک چیز است، در صورتی که تمرکز یک عمل است.

 

برای اینکه تمرکز داشته باشید، شما باید از پیچیدگی و محیط های شلوغ فرار کنید.

برای نشان دادنِ اهمیت این موضوع، مثال نیوتون را عنوان می کند، در مراسمی از اسحاق نیوتون پرسیده شد چطور توانستی که آن قانون را کشف کنی و نیوتون در پاسخ گفت: با فکر کردنِ به آن به صورت مداوم.

 

در بخشی دیگر، پارادوکسی را نسبت به مفهوم Escape عنوان می کند: هرچه چیزها در اطراف ما سریعتر و شلوغ تر می شوند، ما به زمانِ بیشتری نیاز داریم برای فکر کردن، و هرچه صداهای اطرافمان بیشتر می شوند، بیشتر به محیط آرامی برای فکر کردن نیاز خواهیم داشت.

 

فصل ششم: Look (نگاه کردن)

چیزهایی که مهم هستند را ببینید!

 

شما باید برای زندگیِ خود یک خبرنگار باشید، و سعی کنید تمرکز بر روی چیزهای خیلی کوچک را متوقف کنید و تصویر بزرگتری از زندگی خود ببینید.

 

غیر ضرورت گراها، به بیشترین و بلندترین صداها توجه می کنند و هرچه که گفته می شود را می شنوند و با اطلاعات زیادی که وجود دارد سردرگم  می شوند.

در مقابل ضرورت گراها، به سیگنال های صداها گوش می کنند و چیزی را می شنوند که گفته نمی شود. آنها به دنبال محتوایِ اصلی اطلاعات می گردند.

 

برای دستیابی به این روش، چند راه عنوان می شود.

اولا هر روز اتفاقات کلیدیِ زندگیِ خود را، حتی شده در چند واژه، در جایی بنویسید. در واقع به ژورنالیستِ زندگیِ خود تبدیل شوید.

دوما، به سمتِ خودِ مشکل بروید، خودتان را در محیطِ مشکل تصور کنید و وسطِ میدان برای حل مشکل چاره بیاندیشید.

سوما؛ سعی کنید دنبال چیزهای غیرمعمولی و غیر نرمال در اطلاعات باشید.

 

نکته آخری که در این فصل به آن اشاره می شود، این است که برای اینکه بتوانید درست شرایط خودتان را ببینید، باید دقیقا سوالی که میخواهید از خود بپرسید را روشن سازی کنید.


یک دیدگاه بگذارید